در آستانه ایام فاطمیه، بیشترین تصاویری که از حضرت صدیقه طاهره(س) در اذهان عمومی از ایشان تداعی میشود، حول محور مفاهیمی چون مظلومیت در عین اقتدار، خطبههای غرای ایشان، دفاع از حریم امامت و شهادت ایشان است. هرچند این موارد همه ابعاد زیست ایشان را در بر نمیگیرد و وجود نازنین ایشان دارای ابعاد زیادی برای درسآموزی و عبرتآموزی است. در این مجال به بعد مادرانگی و تربیتی ایشان میپردازیم. در این فضا پرسش اساسی این است که «آن وجود مقدسی که توانست نسلی تربیت کند که خط تاریخ را دگرگون و پایههای مقاومت و صیانت از اسلام ناب را پیریزی کنند، خانه و فرزندپروریاش چه مختصاتی داشته است؟». حضرت زهرا(س) تحقق عینی «الگوی سوم زن مسلمان» است؛ زنی که در اوج عفاف، در عمیقترین لایههای خانه حضور تربیتی دارد، اما مادرانگی ایشان هرگز در انزوا یا روزمرگی خلاصه نمیشود. مادرانگی فاطمی، کانونی است که در آن «انسان تراز تمدن اسلامی» ساخته میشود. امروز که خانواده با بحرانهای تربیتی مدرن، شکاف نسلی و تضعیف نقش مادری روبهرو است، بازخوانی این سیره، نسخهای عینی برای نجات خانواده و تربیت نسلی ریشهدار و مسئولیتپذیر است. این بازشناسی در راستای الگوبرداری از سبک زیست حضرت فاطمه(س) به عنوان یک زن و مادر است. الگویی که مادری را نه یک محدودیت، که اصلیترین مجاهدت تمدنساز زن معرفی میکند.
در این راستا با حجتالاسلام والمسلمین محمدباقر مشکاتی، کارشناس خانواده و پژوهشگر حوزه دین به گفتوگو پرداختهایم که مشروح آن در ادامه آمده است.

از عاطفه تا اقتدار تربیتی؛ پنج اصل طلایی فرزندپروری در سیره صدیقه کبری(س)
برای دستیابی به الگوی عملیاتی تربیت در مکتب فاطمی، نیازمند صورتبندی منظومهای و جامع از سیره رفتاری ایشان هستیم. فرزندپروری در سیره بانو صدیقه طاهره(س) مجموعهای از رفتارهای سلیقهای یا واکنشی نیست؛ سیرهای مبتنی بر هندسهای دقیق از مبانی توحیدی، روانشناختی و جامعهساز است که در آن، تکامل معنوی و عاطفی فرد با مسئولیتهای تاریخی و اجتماعی امت اسلام پیوند میخورد. بر پایه شواهد روایی و تاریخی، این شیوه زیست تربیتی را میتوان بر گرد پنج رکن محوری بازخوانی و تحلیل کرد:
رکن اول: کرامتبخشی و شخصیتدهی به کودک (تربیت بر پایه احترام متقابل)
حضرت زهرا(س) فرزندانش را با تکریم و ادبیاتی آکنده از احترام صدا میزد و تکتک آنان را صاحب شخصیت مستقل میدید. انتخاب نامهای نیکو و معنادار (حسن، حسین، زینب و امکلثوم) در بدو تولد به هدایت نبی مکرم اسلام(ص) نخستین گام در تثبیت هویت کودک بود. کودک برای اینکه در دنیای پرتلاطم بیرون پایدار بماند، نیاز به منبع و سرمایه عزت نفس در درون خانه دارد. مادری که کرامت فرزند را ارج مینهد، نسلی شجاع و نفوذناپذیر در برابر تحقیرهای فرهنگی و اجتماعی میپرورد. در این نگرش، فرزند مایملک والدین نیست؛ امانتی الهی و انسانی صاحب اختیار بوده که از نخستین روزهای حیات شایسته حرمت و احترام است. هنگامی که شاکله روانی کودک بر بستر کرامت و ادب بنا شود، احساس حقارت درونی در او ریشهکن شده و در بزرگسالی هرگز تن به ذلت، پستی و خودباختگی در برابر طواغیت کوچک و بزرگ نخواهد داد. ازاینرو، اگر در پی پروراندن فرزندانی صاحب عزت و نفوذناپذیرید؛ فرزندان خود را با القاب محترمانه، لحن آرام و صمیمی و در جایگاه یک شخصیت صاحب نظر صدا بزنید؛ هرگز در جمع آنان را تحقیر، سرزنش یا با دیگران مقایسه نکنید تا خانه، پناهگاه امن عزت نفس و کرامت انسانی آنان باشد.
رکن دوم: محبت ملموس، نشاط خانگی و بازیهای هدفمند
روایت مشهور بازی حضرت با امام حسن(ع) و سرودن اشعار حکمتآمیز هنگام بازی از سوی مادر بزرگوارشان: «أَشْبِهْ أَبَاکَ یَا حَسَنُ / وَاخْلَعْ عَنِ الْحَقِّ الرَّسَنَ / وَاعْبُدْ إِلَهاً ذَا مِنَنٍ / وَلَا تُوَالِ ذَا الْإِحَنِ»؛ «حسنم، شبیه پدرت علی باش؛ ریسمان حقکشی را برکن؛ خدای صاحب نعمت را بپرست و با کینهتوزان دوستی نکن» نشان میدهد بازی و شادی در خانه فاطمی جاری بود، اما این بازیها هوشمندانه و هدفمند بود؛ آمیخته با لمس عاطفی، تحرک جسمی و انتقال نامحسوس مفاهیم شجاعت، توحید و بصیرت بهوسیله هنر و محبت مادرانه. سیره حضرت نشان میدهد نشاط، شوخطبعی و نوازش بدنی، تغذیه طبیعی و لازم برای رشد کودک بوده و تفکیک میان دینداری و شادابی، برداشتی انحرافی است. هنر مادرانه در آن است که از بستر طبیعی سرگرمی و شعر، جهتگیری فکری و قطبنمای عقیدتی فرزند را بدون هر گونه تحمیل و خستگی در ناخودآگاه او تثبیت کند.
راز ماندگاری تربیت در کام فرزند امروز این است که روزانه دقایقی فارغ از مشغلههای کاری و فضای مجازی، با آغوش باز و چهرهای خندان با کودکان همبازی شوید و ارزشهای اخلاقی و شجاعت را در قالب قصههای شیرین، شعرخوانی مشترک و بازیهای پرنشاط به آنان منتقل کنید.
رکن سوم: تقدم آموزش عملی بر کلامی (الگودهی در محراب و انفاق)
در آموزش روحیه خداخواهی و عبادت، کلام کافی نیست. امام مجتبی(ع) روایت میکند در شب جمعه دیدم مادرم تا سپیده صبح به رکوع و سجود ایستاده و نام مؤمنان و همسایگان را یکبهیک میبرد و دعا میکند، اما برای خود چیزی نمیخواهد؛ در پاسخ به پرسشم فرمود: «یَا بُنَیَّ، الْجَارَ ثُمَّ الدَّارَ» ؛ «فرزندم، اول همسایه، سپس اهل خانه». پیامش این است که تربیت اجتماعی کودک از پای سجاده مادر شکل میگیرد. کودکی که میبیند مادرش درد دیگران را درد خود میداند و پیش از خود برای جامعه دعا میکند، با فردگرایی، مصرفزدگی و خودخواهی رشد نخواهد کرد. عمیقترین آموختههای دوران کودکی حاصل مشاهدات عینی است نه موعظههای شفاهی؛ کودک آنچه را مادر «هست» جذب میکند، نه آنچه صرفاً «میگوید». وقتی محراب عبادت در برابر دیدگان کودک با گرهگشایی برای دیگران و ایثار آمیخته شود، معنویت و خداباوری در جان او از حالت انتزاعی خارج شده و به جوشش مهرورزی و مسئولیت اجتماعی بدل میشود.
جان کلام در انتقال ایمان و دیگرخواهی به نسل نو آن است که بهجای نصیحتهای مکرر زبانی، اهل نماز اول وقت، سجاده پرمحبت و دعای خیر علنی برای بستگان و همسایگان و دیگر همنوعان در حضور فرزند باشید و بگذارید جلوه آرامش، حیا و نوعدوستی را در رفتار روزمره شما با چشم خود تماشا کند.
رکن چهارم: عدالت عاطفی و پرورش عدالتخواهی در متن روابط فرزندان
مسابقه خطاطی یا کشتی حسنین(ع) نزد پیامبر اکرم(ص) و حضرت زهرا(س) و تدبیر مادرانه و حکیمانه برای حفظ توازن عاطفی و جلوگیری از برانگیخته شدن حسادت در عین تقویت انگیزه و رقابت سالم. همچنین ماجرای سه روز روزه گرفتن تمام اعضای خانواده برای شفای فرزندان و انفاق افطار خود به مسکین، یتیم و اسیر (نزول سوره هل اتی/ انسان) نمونههایی بسیار زیبا و آموزنده برای ماست؛ سهیم کردن فرزندان در مسئولیتهای اجتماعی و انفاق خانوادگی، به آنان میآموزد که دینداری تنها مناسک فردی نیست. دینداری شامل حضور در سنگر گرهگشایی از مردم و فداکاری در راه آرمانهای الهی هم میشود. تنظیم عادلانه عواطف میان فرزندان، کانون خانواده را از گزند تبعیض، عقدههای سرکوب شده و رقابتهای مخرب درونخانگی در امان نگه میدارد. همزمان، ورود دادن تدریجی کودکان به عرصه انفاق و همدردی با محرومان، درک عملی از عدل و برابری را در ضمیر آنان نهادینه کرده و شاکلهای عدالتخواه برای سراسر عمرشان میسازد.
برای چشاندن طعم شیرین عدل و سخاوت به ضمیر کودک، شایسته است توازن عاطفی و توجه یکسان را میان فرزندان دقیقاً رعایت کنید و برای ریشهدار شدن روحیه سخاوت، بستههای همدلی، صدقات و کمک به نیازمندان را با دست خود کودکان به دست مستمندان برسانید.
رکن پنجم: جامعهپذیری و پیوند دادن فرزند با ولایت و سرنوشت امت
فرزندان در خانه حضرت زهرا(س) تماشاگران بیخبر از اوضاع جامعه نبودند؛ آنان در متن دفاع مادر از ولایت و عدالت حضور داشتند. همراهی مادر در دعوت به یاری از مهاجر و انصار، درک خطبه فدکیه و ایستادگی بر سر حق، پایههای شکلگیری حماسههای آینده حسنی، حسینی و زینبی بود. فرزندپروری فاطمی، فرزندان را پاستوریزه، بیتفاوت و بیخبر از سرنوشت جبهه حق و باطل تربیت نمیکند؛ بلکه فرزندی میپرورد که دردهای جامعه اسلامی را بفهمد و برای ایستادگی در راه حقیقت آماده باشد. مادر تراز اسلام، مرزهای خانه را به جبهه رویارویی حق و باطل پیوند میزند و اجازه نمیدهد نسلی عافیتطلب و منزوی بار بیاید. پیوند زدن اندیشه فرزند با محور امامت و مسائل حیاتی امت، روح مقاومت و بصیرت تاریخی را در آنان شکوفا کرده و مجاهدان و پرچمداران فردا را میسازد.
امروز رسالت مادری تراز انقلاب در این روزگار فتنهها اقتضا میکند که فرزندان را با حضور در مساجد و هیئتهای مذهبی و آیینهای دینی و سیاسی عبادی و گفتوگوهای آگاهیبخش خانوادگی درباره مسائل جهان اسلام و جبهه مقاومت همراه کنید تا با روحیهای غیرتمند، زمانهشناس و ولایتمدار پرورش یابند.
خانههای فاطمی، سنگر تربیت نسل مقاوم و تمدنساز
در جمعبندی باید گفت سبک مادری حضرت فاطمه زهرا(س) نشان میدهد خانه برای زن مسلمان، یک چهاردیواری محصور و جدا از تاریخ نیست؛ بلکه نخستین و بنیادیترین قرارگاه تمدنسازی است. فرزندانی که در آغوش فاطمه(س) قد کشیدند، با اکسیر کرامت، بازیهای حکیمانه، ندای «الْجَارَ ثُمَّ الدَّارَ» و نان جوین انفاقشده به مسکین و یتیم رشد کردند؛ از همین رو بود که توانستند تا ابد مظهر ایستادگی، عقلانیت، حماسه و غیرت دینی شوند.
امروز نیز اگر بهدنبال پرورش نسلی شاد، ریشهدار، نفوذناپذیر در برابر هجمههای فرهنگی و آماده برای نصرت دین و تحقق تمدن نوین اسلامی هستیم، باید قلب خانوادههایمان را با نبض خانه حضرت زهرا(س) کوک کنیم؛ خانهای که در آن، محبت عاطفی به مسئولیت تمدنی گره میخورد و فرزند در بستر مهر مادرانه، الفبای ولایتمداری و زمینهسازی برای ظهور را میآموزد. بیتردید نسلی که پایههای فکری و عاطفیاش در چنین خانهای پا بگیرد، در کشاکش فتنههای آخرالزمان نخواهد لرزید و پرچمدار صادق نصرت ولی خدا خواهد بود.





نظر شما